شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۱۶۹

قصاید و قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شغل سرهنگان دین از مرد متواری مجویسیرت ابرار را در طبع اضراری مجوی
۲
از هوای فقر مردان کاخ فغفوری مخواهدر سرای سوز سلمان تخت جباری مجوی
۳
در میان دوکدان لاف هر تردامنینیزه و گرز و کمان و تیر عیاری مجوی
۴
دل که در سودا غمی شد بینی از بویش مگیردر خرابهٔ بام گلخن طبل عطاری مجوی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth