خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۴ - قطعه
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا رخش طبعم از پی معنی تکاور استمیدان نورد مدحت مقصود قشر است
۲
آن بینماز کعب که جسم پلید اواز خاکروب دیر کشیشان مخمر است
۳
وان حیله ساز شوم که تا زاده مادرشدر مکر و زرق و شید به شیطان برابر است
۴
دستار سرخ اوست عروسانه معجریوان عقدهها نمونه چینهای معجر است
صفحهٔ ۱ از ۳