شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۸۴ - وله ایضا

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای همایون فارس میدان دولت کاورندکهکشان بهر ستوران تو کاه از کهکشان
۲
گرچه ناچارست بهر هر ستوری کاه و جوتا به دستور ستور من نیفتد از توان
۳
مرکب من نام جو نشنید هرگز زان سببمی‌کنم کاه فقط خواهش ز دستور زمان
۴
که به این حیوان رساندن گرچه شغل لازمستبام اندای منازل هست لازم‌تر از آن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth