شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۹۲ - وله ایضا

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای شهریار ذیشان کز غایت بزرگیشان تو بی‌نیاز است از مدح خوانی من
۲
گرد بنای حسنت هست آهنین حصاریاز پاس دعوت خلق چون پاسبانی من
۳
این پاسبانی اما چون دولت تو باقیستجان نیز اگر برآید از جسم فانی من
۴
دوش از عطیهٔ تو ای نوبهار دولتاز شرم زردتر شد رنگ خزانی من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth