شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۲۹ - در بیان دوستی و دشمنی خلق

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوست دشمن گشت و دشمن دوست شد خاقانیاآن زمان کاقبال بی‌ادبار بینی بر درت
۲
تا تو دولت داری آن کت دوست‌تر دشمن‌تر استز آن که نتواند که بیند شاهدِ خود در برت
۳
پس چو دولت روی برتابد تو را از هر که هستدوست‌تر گشت آنکه بود از ابتدا دشمن‌ترت
۴
دشمنِ معشوق خود را دوست دارد هر کسیاین قیاس از خویشتن کن گر نیاید باورت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth