خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۴۴ - در ذم غرور به مال
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مشو خاقانیا مغرور دولتکه دولت سایهٔ ناپایدار است
۲
به دولت هر که شد غره چنان دانکه میدانش آتش و او نیسوار است
۳
چو صبح است اول و چون گل به آخرکه این کم عمر آن اندک قرار است
۴
به رنگی کز خم نیلی فلک خاستمشو خرم که رنگ سوگوار است
صفحهٔ ۱ از ۳