شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۴۶ - در عزلت

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شاکرم از عزلتی که فاقه و فقر استفارغم از دولتی که نعمت و ناز است
۲
خون ز رگ آرزو براندم و زین رویرفت ز من آن تبی کز آتش آز است
۳
بر قد همت قبای عزله بریدمگرچه به بالای روزگار دراز است
۴
تا کی جوئی طراز آستی مننیست مرا آستین چه جای طراز است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth