شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۸۶ - در بحث با معطل

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دی جدل با معطلی کردمکه ز توحید هیچ ساز نداشت
۲
آستین فضول می‌افشاندکه ز ایمان بر او طراز نداشت
۳
آخرش هم مصاف بشکستمکه سلاحی به جز مجاز نداشت
۴
نیک دور از خدای بود ز منبد او جز خدای باز نداشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth