شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۱۴۱

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر به شروانم اهل دل می‌مانددر ضمیرم سفر نمی‌آمد
۲
ور به تبریزم آب رخ می‌بودارمنم آبخور نمی‌آمد
۳
ور به ارمن دو جنس می‌دیدمدل به جای دگر نمی‌آمد
۴
هرچه می‌کردم آسمان با مناز در مهر در نمی‌آمد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth