شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۲۰۴

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منه غرامت خاقانیا نهاد فلک راببین فلک به چه ماند در آن نهاد که هستش
۲
فلک به مسخرهٔ مست پشت خم ز فتادنز زخم سیلی مردان کبود گردن پستش
۳
به شب هزار پسر جرعه ریخته به سرش بربه روز مشعلهٔ تاب‌ناک داده به دستش
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth