خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۲۲۲
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صِدتُ فی بغدادَ ظَبیاً قَد اُلِفصُدغُهُ جیمٌ و ذا قَدٍّ اَلِف
۲
سر بیندازم به دستار از پِیَشغاشیهٔ سوداش دارم بر کَتِف
۳
هَل عَشَقتُم نار اصحابَ الهَویطارِقُ الدُّنیا و ذا لا یَأتَلِف
۴
من شدم عاشق بر آن خورشید رویکَابرُوان دارد هلال منخسف
صفحهٔ ۱ از ۲