خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۲۳۸
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غصهٔ دل گفت خاقانی که از ابناء جنسکس نماند و من به ناجنسان چنین واماندهام
۲
رهروان چون آفتاب آزاد و خندان رفتهاندمن چرا چون ذره سرگردان و دَروا ماندهام
۳
همرهان بر جدول دجله چو مسطر راندهاندمن چو نقطه در خط بغداد یکتا ماندهام
۴
دوستانم قطب و شمس و نجم و بوالبدر و شهابرفته و من چون سُها در گوشه تنها ماندهام
صفحهٔ ۱ از ۲