شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۲۴۵ - در مرثیهٔ جمال الدین اصفهانی وزیر صاحب موصل و وحید الدین عموی خود

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جمال شاه سخا بود و بود تاج سرموحید گنج هنر بود و بود عم به سرم
۲
به سوی این دو یگانه به موصل و شرواندلی است معتکف و همتی است بر حذرم
۳
هنر بدرد ز دندان تیز سین سخادلم درید و بخائید گوشهٔ جگرم
۴
سخا بمرد و مرا هرکه دید از غم و دردگریست بر من و حالم، چو دید در به درم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth