خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۲۸۸
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کمین گشادن دهر و کمان کشیدن چرخبرای چیست ندانی، برای کینهٔ من
۲
ز نوک ناوک این ریمنِ خُماهَن فامهزار چشمه چو ریماهن است سینهٔ من
۳
من آفتابم سایه نیَم که گم کندمچو گم کند به کف آرد دگر قرینهٔ من
۴
نه نه به بحر درم بر فلک کمان نکشمکه سرنگون چو کمانه کند سفینهٔ من
صفحهٔ ۱ از ۳