خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۳۶۱
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست سالم دو ده ولی به سخننُه فلک یک جوان ندیده چو من
۲
لیکن ار فضل هست، دولت نیستفضل بیدولت اسم بیمعنی است
۳
گرچه طعنم زنند مشتی دونچه توان کرد؟ الجنون فنون
۴
کین نجویم گر آن دراز شودطعنهشان خود به عکس باز شود
صفحهٔ ۱ از ۲