خلوتی با عراقی
شمارهٔ ۳
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به طعنه گفت مرا دوستی که: ای زراقچرا همیشه شکایت کنی ز دست فراق؟
۲
وصال یار نبودت فراق را چه کنی؟نشان عشق نداری، چه لافی از عشاق؟
۳
بسی بگفت ازینگونه، گفتمش: بشنوجواب من ز سر صدق، بیریا و نفاق:
۴
تو گیر خود که نبوده است هیچ یار مرابه هیچ یار نیم در جهان به جان مشتاق
صفحهٔ ۱ از ۲