خلوتی با عطار
(۱) حکایت زن صالحه که شوهرش به سفر رفته بود
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زنی بودست با حسن و جمالیشب و روز از رخ و زلفش مثالی
۲
خوشی و خوبی بسیار بودشصلاح و زهد با آن یار بودش
۳
بخوبی در همه عالم عَلَم بودملاحت داشت شیرینیش هم بود
۴
بهر موئی که در زلف آن صنم داشتخم از پنجه فزون و شست هم داشت
صفحهٔ ۱ از ۷۸