شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱) حکایت آن زن که بر شهزاده عاشق شد

بخش دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شهی را سیمبر شهزاده‌ای بودز زلفش مه به دام افتاده‌ای بود
۲
ندیدی هیچ مردم روی آن شاهکه روی دل نکردی سوی آن ماه
۳
چنان اُعجوبهٔ آفاق بودیکه آفاقش همه عشّاق بودی
۴
دو ابرویش که هم شکل کمان بوددو حاجب بر در سلطان جان بود
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth