خلوتی با عطار
(۲) حکایت مرد نمازی و مسجد و سگ
بخش پنجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی در مسجدی شد نیک مردیکه در دین داشت اندک مایه دردی
۲
عزیمت کرد آن شب مردِ دلسوزکه نبوَد جز نمازش کار تا روز
۳
چو شب تاریک شد بانگی برآمدکسی گفتی بدان مسجد درآمد
۴
چنان پنداشت آنمرد نمازیکه هست آن کاملی در کارسازی
صفحهٔ ۱ از ۱۰