خلوتی با عطار
(۹) حکایت ابوبکر سفاله
بخش هفتم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین گفتهست بوبکر سفالهکه با او هست پیوسته حواله
۲
همیگویند در آبم نشاندهکه هرگز تر مگرد ای باز مانده
۳
که گرچه غرقهای امّا چنانیکه گر تر گردی از تَردامنانی
۴
مشو تر گرچه در آبی همیشهدرین معرض چه سنجد شیر بیشه؟
صفحهٔ ۱ از ۲