شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱۴) حکایت دیوانۀ خاموش

بخش هفتم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یکی دیوانه در بغداد بودیکه نه یک حرف گفتی نه شنودی
۲
بدو گفتند ای مجنون عاجزچرا حرفی نمی‌گوئی تو هرگز
۳
چنین گفت او که حرفی با که گویمچو مردم نیست پاسخ از که جویم
۴
بدو گفتند خلقی کین زمانندنمی‌بینی که جمله مردمانند
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth