خلوتی با عطار
(۱۸) حکایت سلطان محمود با ایاز
بخش هفتم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سحرگاهی مگر محمودِ عادلایازِ خاص را گفت ای نکودل
۲
مرا امروز آهنگِ شکارستاگر تو هم بیایی نیک کارست
۳
غلامش گفت من بس یک شکارمکه من اینجا شکاری کرده دارم
۴
شهش گفتا شکارِ تو کدامستجوابش داد کو محمود نامست
صفحهٔ ۱ از ۷