شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱۰) حکایت بهلول و حلوا و بریان

بخش سیزدهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو غالب گشت بر بهلول سوداشزُ بَیده داد بریانی و حلواش
۲
نشست و شاد می‌خورد، آن یکی گفتکه می‌ندهی کسی را، او برآشفت
۳
که حق چون این طعامم این زمان دادچگونه این زمان با او توان داد
۴
ترا هرچ او دهد راضی بدان باشوگر دستت دهد هم داستان باش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth