شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱) حکایت بلُقیا و عفّان

بخش هجدهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برای خاتم ملک سلیمانبَلُقیا رفت و با او بود عفّان
۲
میان هفت دریا بود غاریبدانجا راه جُستن سخت کاری
۳
چو ماری یک پری آمد پدیدارزبان بگشاد با عفّان بگفتار
۴
که آب برگِ شاخی در فلان جایاگر جمع آری و مالی تو بر پای
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth