خلوتی با عطار
(۳) حکایت نوشروان عادل
بخش نوزدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین گفتهست نوشروانِ عادلکه گر میری ز درویشی قاتل
۲
ترا بهتر بوَد آن زخمِ شمشیرکه از نان فرومایه شوی سیر
۳
مشو با اهلِ دنیا در ستیزهکه مرداریست و مشتی کِرم ریزه
۴
بیک ره اهلِ دنیا در ریاستچو کِرمانند در عین نجاست
صفحهٔ ۱ از ۲