خلوتی با عطار
(۱۰) حکایت محمود با شیخ خرقانی
بخش بیست و دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر محمود میآمد ز راهیدرآمد پیشِ خَرقانی پگاهی
۲
ولیکن امتحانِ شیخ را شاهایازِ خاصِ خود را خواند آنگاه
۳
لباسِ خود دَرو پوشید آن روزکه من جان دارم او شاهِ دلفروز
۴
ولی چون کَرد خَرقانی نگاهیبِدو گفتا نِهای جاندار، شاهی
صفحهٔ ۱ از ۶