شعر را زندگی کن
خلوتی با فخرالدین اسعد گرگانی

بخش ۷ - برون آمدن سلطان از اصفهان و داستان گویندهء کتاب

ویس و رامین

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو کوس از درگه سلطان بغرّیدتو گفتی کوه و سنگ از هم بدرّید
۲
به خاور مهر تابان رخ بپوشیدبه گردون زهره را زَهره بجوشید
۳
سپاهی رفت بیرون از صفاهانکه صد یک زان ندیدند ایچ شاهان
۴
خداوند جهان سلطان اعظمبرون رفت از صفاهان شاد و خرم
صفحهٔ ۱ از ۱۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth