خلوتی با فخرالدین اسعد گرگانی
بخش ۲۱ - دیدن رامین ویس را و عاشق شدن بر وى
ویس و رامین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو روشن گشت شه را چشم امیدز پستا زی خراسان برد خورشید
۲
به راه اندر همی شد خرم و شادجفاهای جهانش رفته از یاد
۳
ز روی ویس بت پیکر عماریبه راه اندر چو پر گوهر سماری
۴
چو بادی بر عماری برگذشتیجهان از بوی او خوشبوی گشتی
صفحهٔ ۱ از ۱۸