خلوتی با فخرالدین اسعد گرگانی
بخش ۲۷ - اندر باز آمدن دایه به نزدیک رامین به باغ
ویس و رامین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو سر بر زد ز خاور روز دیگرخور تابان چو روی ویس دلبر
۲
به جای وعدهگه شد باز دایهنشستند او و رامین زیر سایه
۳
مرُو را دید رامین سخت خرّمچو کشتی خشک گشته یافته نم
۴
بدو گفت ای سزاوار فزونینگویی تا خود از دی باز چونی
صفحهٔ ۱ از ۶۱