خلوتی با فخرالدین اسعد گرگانی
بخش ۶۲ - نامهء دوم دوست را به یاد داشتن و خیالش را به خواب دیدن
ویس و رامین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارا تا ز پیش من برفتیدلم را با نوا از من گرفتی
۲
چه بایستت ز پیش من برفتنگه رفتن نوا از من گرفتن
۳
نوا دادم ترا دل تا تو دانیکه من بی دل نجویم شادمانی
۴
دلم با تست هر جایی که هستیچو بیماری که جوید تندرسی
صفحهٔ ۱ از ۱۳