خلوتی با فخرالدین اسعد گرگانی
بخش ۹۵ - فرستادن ویس دایه را در پى رامین و خود رفتن در عقب
ویس و رامین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بشد دایه سبک چون مرغ پراننه از بادش زیان و نه ز باران
۲
دلی کز مهر باشد ناشکیبانه از سرما بترسد نه ز گرما
۳
به ره برف را گلبرگ پنداشتبه رامین در رسید او را فروداشت
۴
سمنبر ویس چون سروی گرازانتن چون برفش اندر برف تازان
صفحهٔ ۱ از ۱۸