شعر را زندگی کن
خلوتی با فخرالدین اسعد گرگانی

بخش ۱۰۳ - نالیدن ویس از رفتن رامین و از دایه چاره خواستن

ویس و رامین

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو رامین دور گشت از ویس دلبندنشاط و کام ازو ببرید پیوند
۲
همیشه ماه بود آنگاه شد خورچنو زرد و چنو بی خواب و بی خور
۳
نیاسود از حدیث و یاد رامیننگارین رخ به خون کرده نگارین
۴
به دایه گفت دایه چاره‌ای سازکه رفته یار بد مهر، آیدم باز
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth