خلوتی با عطار
بخش ۱ - المقالة الرابعه
بخش چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الا ای جان و دل را درد و داروتو آن نوری که کم تمسسه نارو
۲
ز روزنهای مشکاتی مشبکنشیمن کرده بر شاخی مبارک
۳
تو در مصباح تن مشکوة نوریز نزدیکی که هستی دورِ دوری
۴
زجاجه بشکن و زیتت فروریزبه نور کوکب دری درآویز
صفحهٔ ۱ از ۲۵