خلوتی با عطار
بخش ۴ - الحکایه و التمثیل
بخش دهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنود آن روستایی این سخن راستکه عنبر فضلهٔ گاوان دریاست
۲
گوی پر آب اندر دِه فرو کردبیامد از خری گاوی در او کرد
۳
همه سرگین گاو از آب برداشتبدان عنبرفروش آمد که زر داشت
۴
بدو گفت «این ز من بستان بده زرکزین بهتر نبینی هیچ عنبر»
صفحهٔ ۱ از ۴