خلوتی با عطار
بخش ۴ - الحکایه و التمثیل
بخش پانزدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر آن روستایی بود دلتنگبشهر آمد همی زد مطربی چنگ
۲
خوشش آمد که مطرب چنگ بنواختکشید او لالکا در مطرب انداخت
۳
سر مطرب شکست او چنگ بفکندبروت روستایی پاک برکند
۴
چو سوی ده شد آن بیچاره از قهرز نادانی بروتی زد فرا شهر
صفحهٔ ۱ از ۱۱