خلوتی با عطار
بخش ۹ - الحکایه و التمثیل
بخش نوزدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنودم من که موشی تیز دیدهز چنگ گربگان خون ریز دیده
۲
برون آمد ز سوراخی چنان تنگکه با تنگی او بودی جهان تنگ
۳
به کنج خانهای کاو را گمان بودقضا را خایهٔ مرغی نهان بود
۴
بسوی بیضه آمد پای برداشتولی دستش نداد از جای برداشت
صفحهٔ ۱ از ۹