خلوتی با عطار
بخش ۳ - الحکایه و التمثیل
بخش بیستم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنودم من که وقتی پادشاهیکه رویی داشت درخوبی چو ماهی
۲
ز بهر گوی بازی رفت بیرونوزو هر لحظه صد دل خفت در خون
۳
چو گوی حسن در میدان بیفکندفلک از گوی او چوگان بیفکند
۴
رخش لاف جهان آرای میزدجهان را حسن او سرپای میزد
صفحهٔ ۱ از ۱۹