خلوتی با عطار
بخش ۱۹ - گفتار در رخصت دادن دایه گلرخ را در عشق هرمز و حیله ساختن
خسرونامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدایه گفت دل بر خود نهادمز پیش زخم چشم بد فتادم
۲
چو تو یارم شدی کارم برآمدمتاعم را خریداری درآمد
۳
چو کار افتاده شد دلدادهیی رابجانی باز خر شهزادهیی را
۴
بر هرمز شو و چیزی دراندازمگر کاین در شود بر دست تو باز
صفحهٔ ۱ از ۲۶