شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

بخش ۲۱ - دگر بار رفتن دایه پیش هرمز

خسرونامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به گل گفتا که رفتم بار دیگرز سر گیرم هم امشب کار دیگر
۲
چو روز این کار می‌نتوانم اکنونبه شب این قرعه برگردانم اکنون
۳
بگفت این و فرود آمد ز منظرز پیش گل به نزد آن سمنبر
۴
فگنده بود هرمز جامهٔ خوابمیی بر لب گرفته بر لب آب
صفحهٔ ۱ از ۳۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth