شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

بخش ۳۲ - بیمار گشتن جهان افروز

خسرونامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه گلرخ دایه را جان داده میدیدمیان خاک و خون افتاده میدید
۲
نبودش تاب آن بیداد و خواریبرآورد از جهان فریاد و زاری
۳
کتان سنبلی بر تن بدرّیدچو گل بر خویش پیراهن بدرّید
۴
ز خون نرگسش گل گشت هامونشد از شبرنگ چشمش خاک گلگون
صفحهٔ ۱ از ۳۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth