شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

بخش ۵۱ - رفتن خسرو بدریا بطلب گل

خسرونامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شه القصه ز پیش او بدر شددلی پر غصّه نزدیک پدر شد
۲
بسی بگریست و بسیاری سخن گفتسخن در فرقت آن سرو بن گفت
۳
که گر دستور بخشد شاهم امروزخبر پرسم ازان ماه دل افروز
۴
بصحرا اسپ تازم راه جویمبدریا در نشینم ماه جویم
صفحهٔ ۱ از ۲۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth