خلوتی با عطار
شمارهٔ ۵۲
باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرّی که دلِ دو کَوْن خون داند کردگفتی دلم از پرده برون داند کرد
۲
نابینایی نیم شبی در بُنِ چاهمویی به هزار شاخ چون داند کرد
صفحهٔ ۱ از ۱