خلوتی با عطار
شمارهٔ ۱۸
باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی كه تعلّق به
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا جانم غرقهٔ دریای تو بودپیوسته چو قطره بی سر وپای تو بود
۲
من حوصله ای نداشتم، این همه کار،از حوصله بخشیدن سودای تو بود
صفحهٔ ۱ از ۱