خلوتی با عطار
شمارهٔ ۶
باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر تن گویم عظیم سست افتادستور دل گویم نه تن درست افتادست
۲
این چندینی مصیبتم هر روزیازواقعهٔ شب نخست افتادست
صفحهٔ ۱ از ۱
باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر