خلوتی با عطار
شمارهٔ ۵۷
باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل در سر درد شد به درمان نرسیدجان در سر دل شد و به جانان نرسید
۲
خوش خوش برسید عمرم ازگفت و شنودوین قصّهٔ درد ما به پایان نرسید
صفحهٔ ۱ از ۱