خلوتی با عطار
شمارهٔ ۱۸
باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی بی تو زاری پیوست کنمجان را ز شرابِ عشق تو مست کنم
۲
گاهی خود را نیست و گه هست کنموقت است که در گردن تو دست کنم
صفحهٔ ۱ از ۱
باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن