شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

شمارهٔ ۴

باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلفِ تو سرِ درازدستی داردچشمِ تو همه میل به مستی دارد
۲
امّا دهنت که ذرّهای را ماندیک ذرّه نه نیستی نه هستی دارد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth