خلوتی با عطار
شمارهٔ ۴
باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق ز همه کار جهان فرد بوداز هر دو جهان بگذرد و مرد بود
۲
پیوسته دلش گرم و دمش سرد بوداز ناخنِ پای تا به سر درد بود
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق