خلوتی با عطار
شمارهٔ ۴۰
باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میریخت گل و ز خاک مفرش میکردوز بیم شدن سینه پُر آتش میکرد
۲
دردا که چو بیوفایی عمر بدیدنابرده شبی به روز، شب خوش میکرد
صفحهٔ ۱ از ۱