خلوتی با عطار
شمارهٔ ۴۱
باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش آن بت مستم به طلب آمده بودشب خوش میکرد آن که به شب آمده بود
۲
چه سود که چون صبح وصالش بدمیدجانم به وداع تن به لب آمده بود
صفحهٔ ۱ از ۱